آنیتاواژهنامه آزادپری رقصان بر روی اب،الهه اب آﻧﯿﺘﺎ، آﻧﺎﻫﯿﺘﺎ ، ازﺑﯿﻦ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﻧﺎﭘﺎﮐﯽ و ﭘﻠﯿﺪﻯ، ﻧﺎﻡ اﯾﺰد آﺏ ﮐﻪ در اوﺳﺘﺎ ﺑﻪ ﺻﻮرﺕ دوﺷﯿﺰﻩ اﻯ ﺑﺴﯿﺎر زﯾﺒﺎ و ﺑﻠﻨﺪ ﺑﺎﻻ ﺗﻮﺻﯿﻒ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ
اریتاقلغتنامه دهخدااریتاق . [ اَ رَ ] (اِخ ) وادی ای است که احساء و طلح در آن واقع است ، اندر طریق دو کوه از فید. (معجم البلدان ).
انبتاتلغتنامه دهخداانبتات . [ اِم ْ ب ِ ] (ع مص ) فروماندن در راه از قافله بسبب ماندن راحله ، یقال سار حتی اِنْبَت َّ. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ). || بریده
انبتارلغتنامه دهخداانبتار. [ اِم ْ ب ِ ] (ع مص ) بریده و ناتمام شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). بریده شدن . (تاج المصادر بیهقی ). انقطاع . (از اقرب الموارد). || بی
انبتاعلغتنامه دهخداانبتاع . [اِم ْ ب ِ ] (ع مص ) انبتع منه انبتاعاً؛ منقطع گردید و فروماند در راه . (منتهی الارب ). منقطع گردیدن و فروماندن در راه ، گویند انبتع منه . (از ناظم الا
انبتاکلغتنامه دهخداانبتاک . [ اِم ْ ب ِ ] (ع مص ) بریده شدن . (تاج المصادر بیهقی ). بریده و کنده شدن . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) : انبتک انبتاکاً؛ بریده و برکنده شد. (منتهی الارب
انیبالغتنامه دهخداانیبا. [ اَ ] (هزوارش ، اِ) بلغت زند وپازند درخت مورد را گویند و برگ آن را در داروها بکار برند و بجای بای ابجد تای قرشت هم بنظر آمده است . (هفت قلزم ) (آنندراج