آنکولغتنامه دهخداآنکو. (ضمیر + حرف ربط + ضمیر) مخفف آنکه او. آن کس که او : یکی آنکه گفتی شمار سپاه فزونتر بد از تابش هور و ماه ستوران و پیلان چو تخم گیاشد اندر دم پرّه ٔ آسیابر
انکوباتورفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهاتاقک مخصوص دارای حرارت و رطوبت معین برای نگهداری نوزادان نارس، کشت باکتری، یا پرورش جوجه؛ گرمخانه.