افرندلغتنامه دهخداافرند. [ اَ رَ ] (اِ) فر و نیکویی . (برهان ) (ناظم الاطباء) (هفت قلزم ) (آنندراج ). || زیبائی . (برهان ) (ناظم الاطباء) (هفت قلزم ) (آنندراج ). همان اروند است .
افرندلغتنامه دهخداافرند. [ اِ رِ ](ع اِ) فِرِند. جوهر شمشیر. || نگار شمشیر. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || شمشیر جوهردار. (منتهی الارب ). شمشیر. (از اقرب الموارد). || گل سر
انفرادلغتنامه دهخداانفراد. [ اِ ف ِ ] (ع مص ) یگانه شدن و تنها گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). تنها شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (غیاث اللغات ).
اختصاصلغتنامه دهخدااختصاص . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) خاص کردن به . تخصیص . خاص گردانیدن بچیزی . ویژه کردن به . انفراد. اغتزاز : و اختصه بالطرایق الرضیة. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 299). || خ
افرندیدنلغتنامه دهخداافرندیدن . [ اَ رَ دی دَ ] (مص ) آرایش کردن . زینت کنانیدن . (ناظم الاطباء). زیب دادن و آراستن . مرادف افرازیدن . (فرهنگ میرزا ابراهیم ). مصدر افرند است یعنی زی
اعرابلغتنامه دهخدااعراب . [ اِ ] (ع مص ) آشکارا کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). واضح و روشن گردانیدن . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). آشکارا و روشن ساختن . (از اقرب الموارد). |
استفرادلغتنامه دهخدااستفراد. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) تنها واشدن بچیزی . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). تنها شدن به امری . تنها کردن کاری را. (منتهی الارب ). انفراد به امری . || تنهائی خ