اندریاسلغتنامه دهخدااندریاس . [ ] (اِخ ) (به معنی صاحب مروت ) یکی از رسولان دوازده گانه و پسر یونا و برادر شمعون پطرس و از اهل بیت صیدای جلیل بود. پیشه اش ماهیگیری و اول شاگرد یحیی
ادریاسلغتنامه دهخداادریاس . [ ] (معرب ، اِ) ادریس . دریاس . اذریاس . ثافیسا. ثافیستا. صمغ سداب بری . رجوع به ثافسیا شود.
اناریاسینلغتنامه دهخدااناریاسین . [ اَ ] (اِ مرکب ) اناری که روز نوروز چهل بار و بقولی صد بار سوره ٔ یاسین بر آن دمند. گویند هرکه آن را بی مشارکت غیری بخورد تمام سال از امراض جسمی در
اندراسلغتنامه دهخدااندراس . [ اِ دِ ] (ع مص ) ناپدید گردیدن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). محو و ناپدید شدن . (آنندراج ). انطماس . (از اقرب الموارد). محو شدن اثر. (یادداشت مو
اندرامینلغتنامه دهخدااندرامین . [ ] (اِخ ) نام یکی از حواریون عیسی بود. (حبیب السیر چ سنگی ج 1 ص 51). ظاهراً محرف اندریاس است . رجوع به اندریاس شود.
اندراوسلغتنامه دهخدااندراوس . [ ] (اِخ ) نام یکی از حواریون دوازده گانه عیسی بود و او را به سال دهم میلادی بیاویختند. (از دیاتسارون ص 56). و رجوع به اندریاس شود.