آناناسفرهنگ انتشارات معین[ فر. ] ( اِ.) درخت کوچکی که در آمریکا و بعضی کشورهای اروپایی می روید. برگ هایش دراز و گل هایش خوشه ای است ، میوه اش درشت و لذیذ است . از آن کمپوت ، مربا و ترشی
آناناسفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. میوۀ مخروطیشکل درشت، آبدار، و معطر دارای پوست چوبی سخت و خاردار که دارای۲. درخت این میوه با برگهای دراز و گلهای خوشهای ریز آبی.
آناناسAnanasواژههای مصوب فرهنگستانسردهای از آناناسیان با گیاهان بارده که بومی مناطق گرمسیری و نیمهگرمسیری امریکاست، اما در دیگر مناطق نیز دیده میشود؛ براساس مطالعات زیستشناسی مولکولی جدید ا
آناناسیانBromeliaceaeواژههای مصوب فرهنگستانتیرهای از چمنسانان بهصورت علفی چندساله و بهندرت درختچهای و دارای برگکهای رنگی
انخناسلغتنامه دهخداانخناس . [ اِ خ ِ ] (ع مص ) سپس ماندن از کسی . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). سپس ماندن . (آنندراج ). تأخر و تخلف . (از اقرب الموارد). یقال : انخنس عنه . (ا
اثاناسیالغتنامه دهخدااثاناسیا. [ ] (معرب ، اِ) بیونانی اسم معجونی است بمعنی منقذالأمراض و گویند اسم جگر گرگست و چون معجون مزبور را یک جزو جگر گرگ است بنابر آن به این اسم موسوم شده