آناطولیلغتنامه دهخداآناطولی . [ طُ ] (اِخ ) (از یونانی آناطل ، برآمدن آفتاب ) آسیای صغیر. آسیةالصغری .
اناطولیلغتنامه دهخدااناطولی . [ اَ] (اِخ ) آناطولی (معرب از یونانی به معنی مطلع آفتاب ). شبه جزیره ایست در آسیای صغیر. || بطور کلی به آسیای صغیر نیز اطلاق میشود. (فرهنگ فارسی معین
اناپولیلغتنامه دهخدااناپولی . [ ] (اِخ ) شبه جزیره ایست در ساحل شرقی موره ، سابقاً دارالملک حکومت یونان بود و فافپلیون نامیده میشد. (از لغات تاریخیه و جغرافیه ٔ ترکی ج 1 ص 266).
راقملغتنامه دهخداراقم .[ ق ِ ] (اِخ ) آناطولی . از قاضی عسکرهای آناطول بوده و در سال 1241 هَ . ق . درگذشته و در جوار زنجیرلی قپو بخاک سپرده شده است . (از قاموس الاعلام ترکی ج 3)
اسفندیاربکلغتنامه دهخدااسفندیاربک . [ اِ ف َ ب َ ] (اِخ ) یکی از امرای آناطولی . وی بهنگام تأسیس دولت عثمانی در جهات قسطمونی و سینوپ حکومت داشت و دم از استقلال میزد. بعد از جلوس سلطا
حبسمانهلغتنامه دهخداحبسمانه . [ح َ ن َ ] (اِخ ) نام ناحیه ای است در اناطولی ، دارای 39 دهکده به قضای اردو از ولایت طربزون . رجوع به قاموس الاعلام ترکی و به کلمه ٔ اردو در همین لغت
قزیل ایرماقلغتنامه دهخداقزیل ایرماق . [ ق ِ ] (اِخ ) نام بزرگترین رودخانه ٔ آناطولی است . چون رنگ مایل به قرمز دارد بدین نام (که به معنی رود سرخ است ) نامیده شده است . در قدیم آن را ها
صاری چایلغتنامه دهخداصاری چای . (اِخ ) نام نهری است در آناطولی در شهرستان میلاس تابع سنجاق منتشا از ولایت آیدین متشکل از دو رودخانه ای که در مسافت چهار ساعت از قسمت سفلای قصبه ٔ میل