آمیختگیلغتنامه دهخداآمیختگی . [ ت َ / ت ِ ] (حامص ) امتزاج . اختلاط. شوب . || الفت . معاشرت . خلطه و آمیزش : چون ... آمیختگی آمد... بازار مضرِّبان و مفسدان کاسد گردد. (تاریخ بیهقی
آمیختگیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت میختگی، مخلوط بودن، آمیزش، تخلیط، درمیان همدیگر بودن، میان بافت متقاطع ادغام، امتزاج، ملغمهسازی، تلفیق، یکپارچگی، اتحاد، ترکیب گداختگی، فوزیون، آلی
آمیختگیفرهنگ انتشارات معین(تِ یا تَ) (حامص .) 1 - امتزاج ، اختلاط . 2 - الفت ، معاشرت ، خلطه ، آمیزش .
آمیختگی رُخنمودیphenotypic mixingواژههای مصوب فرهنگستانایجاد عفونت ازطریق آمیخته شدن دو ویروس متفاوت، ازطریق ژنگان یکی از آنها
آمیختگی ماگماییmagma mixingواژههای مصوب فرهنگستانآمیخته شدن دو ماگما با ترکیبهای مختلف که به تشکیل یک ماگمای دورگه با ترکیبی حدِّواسط بین آنها منجر میشود
آمیختگی همآنتروپیisentropic mixingواژههای مصوب فرهنگستانآمیختگی جوّی که در سطح همآنتروپی رخ میدهد
اَبر آمیختگیmixing cloudواژههای مصوب فرهنگستاناَبر حاصل از ترکیب دو حجم هوای مرطوب غیراشباع با دما و فشار بخار متفاوت، در شرایط همفشاری و بیدررو، که در آن هوای مرطوب اشباعشدهای با دمای بینابینی و فشار ب
اختلاط میاناییinterface mixingواژههای مصوب فرهنگستانآمیختگی دو مایع امتزاجناپذیر یا کمامتزاجپذیر در محل میانای آنها