26 فرهنگ

3264 مدخل


آمیخته

'āmixte

درهم‌ریخته؛ درهم‌کرده؛ درهم‌شده؛ مخلوط.

درهم، عجین، قاطی، مختلط، مخلوط، مرکب، معجون، ممزوج، ناسره ≠ سره

mixed, tempered