الماظلغتنامه دهخداالماظ. [ اِ] (ع مص ) آب بر لب کسی کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). رسانیدن آب بر لبان کسی . (از اقرب الموارد). || پرخشم نمودن کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج )
الوار مازکkeelson timberواژههای مصوب فرهنگستانالواری که برای تقویت بخش میانی شناور، بر روی الوار مازک محکم میشود
حسام الدین مازندرانیلغتنامه دهخداحسام الدین مازندرانی . [ ح ُ مُدْ دی ن ِ زَ دَ ] (اِخ ) محمدصالح بن احمد. وی داماد ملا محمدتقی مجلسی است . او راست : شرح زبدةالاصول ، و شرح معالم الاصول ، و شرح
مازنیلغتنامه دهخدامازنی . [ زِ ] (اِخ ) محمدبن عبدالرحیم المازنی القیسی مکنی به ابوعبداﷲ عالم جغرافی متوفی به سال 565 هَ . ق . وی در غرناطه ولادت یافت و به مشرق سفر کرد و در همان
حادرةلغتنامه دهخداحادرة. [ دِ رَ ] (اِخ ) المازنی . (او را حُوَیدره نیز گویند). قطبةبن الحصین الغطفانی الذبیانی وبقول صاحب معجم المطبوعات : «قطبةبن اوس بن محصن بن ثعلبةبن سعدبن ن
سرآبلغتنامه دهخداسرآب . [ س َ ] (اِخ ) محمدبن عبدالفتاح التنکابنی المازندرانی مشهور به سرآب . از شاگردان فاضل خراسانی بود و در فقه واصول و علم مناظره مهارت و تبحر تمام داشته است
اخرسلغتنامه دهخدااخرس . [ اَ رَ ] (اِخ ) القس . میخائیل الحلبی المازونی . او راست : اطیب المجانی فی حیاة یوسف کلدانی ، چاپ مطبعةالأدبیة بیروت بسال 1907م . (معجم المطبوعات ).