آلتلغتنامه دهخداآلت . [ ل َ ] (اِ) هر یک از قطعات چوب باریک تراشیده بدرازا با درز و شکاف که در در و پنجره و قاب سقف بکار برند چون فاصله ٔ میان دو صفحه یا دو لغت یا دو شیشه و چه
التلغتنامه دهخداالت . [ اَ ] (ع اِ) بهتان . || (مص ) کم کردن حق کسی را. (منتهی الارب ). کم کردن . (مصادر زوزنی ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ) (تاج المصادر بیهقی ). || بازداشت و باز
تورتیغۀ جسم غاری آلتtrabeculae corporum cavernosorum penisواژههای مصوب فرهنگستانبافتی متشکل از دستههای پرشماری از تاربافههای ماهیچهای (cords of fibromuscular) در سراسر جسم غاری آلت مردانه که پرخون شدن آن باعث نعوذ میشود