آلتوفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. ساز زهی از خانوادۀ ویولن و کمی بزرگتر از آن.۲. صدای بم زن تکخوان.۳. نوعی شیپور نظامی.
آلتوaltoواژههای مصوب فرهنگستان1. صدای بمِ زنان که کنترآلتو هم نامیده میشود 2. صدای زیر مردان که بهصورت فالسِتو (falsetto) خوانده و کنترتنور هم نامیده میشود 3. بخش بمتر بلافاصله پس از سُپ
التواءلغتنامه دهخداالتواء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) تافته و دوتاه شدن رسن . (منتهی الارب ). پیچیده شدن . (مصادر زوزنی ). || سستی و کاهلی کردن در کار. || کج گشتن ریگ . (منتهی الارب ). لو
التوبهلغتنامه دهخداالتوبه . [ اَت ْ ت َ ب َ ] (ع مص ) توبه کردن . بازگشتن از گناه . || درتداول عامه ، عزم بر ترک کاری کردن . بکاری بازگشت نکردن : التوبه که این کار را بکنم ؛ هرگز
التولدلغتنامه دهخداالتولد. [ ] (اِخ ) خویش خداوند و آن شهریست در جنوب یهودا که در قسمت سبط شمعون درآمد. (صحیفه ٔ یوشع 15:3 و 19:4)و در «اول تواریخ ایام 4:29» تولاد خوانده شد و بگم