آلایشلغتنامه دهخداآلایش . [ ی ِ ] (اِمص ، اِ) اسم مصدر و فعل آلودن . آلودگی . || مجازاً، فسق . فجور. عیب . (برهان ). تردامنی . ناپاکی : از ایشان ترا دل پرآلایش است گناه مرا جای پ
آلایش ناکلغتنامه دهخداآلایش ناک . [ ی ِ ] (ص مرکب ) دارای آلایش . آلوده : مبر آنجا دل آلایشناک صحبت پاک نیابد جز پاک .جامی .
آلایش 1contamination 1واژههای مصوب فرهنگستان[زمینشناسی] فرایندی که در طی آن ترکیب شیمیایی ماگما براثر گوارد میانبارها یا سنگ درونگیر تغییر میکند [فیزیک] حضور ناخواستۀ مواد پرتوزا در هر جا
آلایش ناکلغتنامه دهخداآلایش ناک . [ ی ِ ] (ص مرکب ) دارای آلایش . آلوده : مبر آنجا دل آلایشناک صحبت پاک نیابد جز پاک .جامی .