آلفرهنگ مترادف و متضاد۱. اولاد، تبار، خاندان، دودمان، سلاله، سلسله، طایفه، عترت، قبیله، نسل ۲. احمر، سرخ، قرمز ۳. پری، جن، زائوترسان ۴. سراب
اللغتنامه دهخداال . [ اُ ] (ترکی ، ضمیر) او، ضمیر غائب . (برهان ). ترکی است یعنی او. (شرفنامه ٔ منیری ).
اللغتنامه دهخداال . [ اُل ل ] (ع اِ) نخستین و از ماده ٔ اول نیست . (منتهی الارب ). || ما له اُل ّ و غل ّ؛ یعنی نیست او را چیزی از تفتگی و بی آرامی . (منتهی الارب ).
پیلارلغتنامه دهخداپیلار. (اِخ ) نام چندین شهر از برزیل و از آن جمله شهرکی در جمهوری آلاگوآس از برزیل و در ساحل دریاچه ٔ مانگوایه در مصب رودی که به همین دریاچه ریزد و مرکز داد و س
تارباگاتایلغتنامه دهخداتارباگاتای . (اِخ ) (جبال ...) ناحیه ٔ کوهستانی در مغرب مغولستان : سهم «اوگتای » ولیعهد چنگیز از همه کمتر بود و انحصار داشت بناحیه ٔ جبال «تارباگاتای » و اطراف
ارمنستانلغتنامه دهخداارمنستان . [ اَ م َ ن ِ ] (اِخ ) ارمن . ارمنیه . ارمینیه . (دمشقی ). ناحیه ای در آسیای غربی که از جانب شمال به گرجستان و از مشرق به بحر خزر و از جنوب به درّه ٔ
اریوانلغتنامه دهخدااریوان . [ اِ ری ] (اِخ ) ایروان . یکی از ایالات قفقازیه ، در جنوب سلسله ٔ جبال قفقاز. این خطه در 1244 هَ . ق . از ایران منتزع و بتصرف روسیه درآمد. بعدها این سر
لدرو رلینلغتنامه دهخدالدرو رلین . [ ل ِ رُ ] (اِخ ) آلکساندر اُگوست . سیاستمدار و وکیل فرانسوی ، عضو حکومت موقتی در 1848 م . و یکی از محرکین اِعطای حق انتخاب به عامه . مولد پاریس (18