حسن آقائیلغتنامه دهخداحسن آقائی . [ ح َ س َ ن ِ ] (اِخ ) ابن حسین بن اسماعیل حسینی آقائی متخلص به «فانی » او راست : توفیقات الهیه . (ذریعه ج 4 ص 500).
حسن آقائیلغتنامه دهخداحسن آقائی . [ ح َ س َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از بخش ساردوئیه ٔ شهرستان جیرفت در 120 هزارگزی جنوب باختر ساردوئیه و 5 هزارگزی جنوب راه مالرو بافت به ساردوئیه . سکن
حسن آقائیلغتنامه دهخداحسن آقائی . [ ح َ س َ ن ِ ] (اِخ ) ابن حسین بن اسماعیل حسینی آقائی متخلص به «فانی » او راست : توفیقات الهیه . (ذریعه ج 4 ص 500).
حسن آقائیلغتنامه دهخداحسن آقائی . [ ح َ س َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از بخش ساردوئیه ٔ شهرستان جیرفت در 120 هزارگزی جنوب باختر ساردوئیه و 5 هزارگزی جنوب راه مالرو بافت به ساردوئیه . سکن
خداوندیلغتنامه دهخداخداوندی . [ خ ُ وَ ] (حامص )ریاست . آقائی . (ناظم الاطباء). مهتری . مولائی . سیادت .خواجگی . شاهی . بزرگی . بزرگواری . سروری : از فضل خداوند و خداوندی سلطان امر