آفرینندهلغتنامه دهخداآفریننده . [ ف َ ن َن ْ دَ / دِ ] (اِخ ) آنکه آفریند. آنکه خلق کند. نامی از نامهای خدای تعالی . خالق . وجودبخشنده . آفریدگار. باری . فاطر. خلاق . ذاری . (ربنجنی
جهان آفرینندهلغتنامه دهخداجهان آفریننده . [ ج َ ف َ ن َن ْ دَ / دِ ] (نف مرکب ) جهان آفرین . خالق گیتی : جهان آفریننده یار من است سر اختر اندر کنار من است . فردوسی .جهان آفریننده را کرد
آفرینندگیcreativity 1واژههای مصوب فرهنگستانتوانایی ایجاد اندیشۀ نو و بیسابقهای که سودمند یا جذاب یا معنادار باشد متـ . خلاقیت
آفرینندگی فرهنگیcultural creativityواژههای مصوب فرهنگستانفرایندی که در طی آن افراد میکوشند تا روشهای نوینی برای ایجاد ارزشهای جدید در جامعه یا تقویت یا اصلاح ارزشهای سنتی، با هدف پیشرفت جامعه، بیابند و جامعه را به
آفریدگارفرهنگ مترادف و متضادآفریننده، الله، ایزد، پروردگار، خالق، خدا، دادار، رب، کردگار، موجد، یزدان ≠ مخلوق