آفروشهلغتنامه دهخداآفروشه . [ ش َ / ش ِ ] (اِ) نام قسمی حلواست که از آرد و عسل و روغن یا از زرده ٔ تخم و شیره و شکر سازند، و آن را حلوای خانگی و حلوای سفید و اَفروشه نیز نامند و ع
آفروشهفرهنگ انتشارات معین(ش ِ) [ په . ] ( اِ.) حلوایی که از آرد و عسل و روغن یا از زردة تخم مرغ و شیره و شکر می سازند.
آفروشهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهحلوایی که با آرد و روغن و عسل یا شیره یا شکر بپزند؛ حلوا: ◻︎ این آفروشهای است دو زاغ است خوالگرش / هردو قرین یکدگر و نیک درخورند (ناصرخسرو: ۴۲۴).
افروشهلغتنامه دهخداافروشه . [ اَ ش َ / ش ِ ] (اِ) حلوائی است که آنرا فروشه نیز گویند. (انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ). نام حلوایی است و آن چنان باشد که آرد و روغن را با هم بیامیزند
افرشةلغتنامه دهخداافرشة. [ اَ رِ ش َ ] (ع اِ) ج ِ فراش . (یادداشت دهخدا). در منتهی الارب ج ِ فراش ، فرش ضبط شده است .
بروکلغتنامه دهخدابروک .[ ب ُ ] (ع اِ) افروشه ، که نوعی از حلوا باشد. و از آنست مثل : اًن البروک من عمل الملوک . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). این مثل عربی مثل فارسی «خرما
ابوصالحلغتنامه دهخداابوصالح . [ اَل ِ ] (ع اِ مرکب ) آفروشه . (مهذّب الاسماء). افروشه . ابوسهل . ابوطیب . خبیص . خبیصه . رجوع به آفروشه شود.
خبیصلغتنامه دهخداخبیص . [ خ َ ] (ع اِ) افروشه و آن حلوایی است از خرما و روغن . (از منتهی الارب ) (متن اللغة) (معجم الوسیط) (تاج العروس ) (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء)
خبیصةلغتنامه دهخداخبیصة. [ خ َ ص َ ] (ع اِ) افروشه . (مهذب السماء). نوعی خاص از خبیص . (یادداشت بخط مؤلف ). ج ، اخبصه .