قرمان اغلولغتنامه دهخداقرمان اغلو. [ ق َ اُ ] (اِخ ) بزرگترین خاندان ترکمانی است که در آسیای صغیر پس از سقوط سلطنت سلجوقیان (اواخر قرن دوازدهم م .) پرورش یافت . شهرهای قلمرو حکومت آنا
اغللغتنامه دهخدااغل . [ ] (اِخ ) همان اغول حاجب است که از امرای محمد خوارزمشاه درخوارزم بود. (از تاریخ جهانگشا ج 1 ص 97 و 124). همان مغول حاجب است . رجوع به تاریخ غازان ص 137 ش
زبللغتنامه دهخدازبل . [ زِ ] (ع اِ) سماد (کود). (متن اللغة) کود حیوانی . کودهایی که ازمدفوع حیوانات یا دیگر فضولات آنها و یا از خون و استخوان آنها تهیه شود. ابوعلی بن سینا گوید
شوغارلغتنامه دهخداشوغار. [ ش َ / شُو ] (اِ مرکب ) شوغاره . بمعنی شوغا که جای خوابیدن چارپایان باشد در شب . (از برهان ). شوغا. شوغاره . شوگا. خاربست و محوطه باشد که گوسفندان را در
پایگاهلغتنامه دهخداپایگاه . (اِ مرکب ) مقام . منصب . منزلت . قدر. مکانت . حرمت . مقدار. رتبت . رُتبه . جایگاه . دَرجه . (مجمل اللغه ). زُلفی . مرتبه . (مهذب الاسماء). مرتبت . پایگ
اغللغتنامه دهخدااغل . [ اَ غ ِ ] (اِ) جایی باشد که در کوه وصحرا بجهت خوابانیدن گوسفندان سازند. (آنندراج ) (برهان ) (هفت قلزم ). و آن را آغل بالمد نیز خوانند. (آنندراج ). اغول ا