آغالغتنامه دهخداآغا. (ترکی ، اِ) خاتون . بی بی . سیده . ستی . بانو. بیگم . خانم . || زن . حرَم : اما شرط رعایت اصناف اربعه ، اول جانب حرمهای بزرگ اگرچه در ازمنه ٔ سالفه ، خصوص
آغاواژهنامه آزاداخته شده، مانند آغا محمد خان قاجار؛ خواجه (خواجه نیز به دو معنا به کار می رود:آقا، سَروَر. || آغا،اخته).
آبجیلغتنامه دهخداآبجی . (از ترکی ، اِ مرکب ) (از ترکی ِ آغاباجی ، مرکب از: آغا، سید و سیده + باجی ، خواهر) در تداول خانگی ، خواهر.
گلینلغتنامه دهخداگلین . [ گ َ ] (ترکی ، اِ) در ترکی بمعنی بیوک و عروس : گلین خانم . گلین باجی . گلین آغا.
دروازهلغتنامه دهخدادروازه . [ دَرْ زَ / زِ ] (اِ مرکب ) ترجمه ٔ باب . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مطلق «در» در تداول : ز دروازه بیرون نهادند پای زبان بسته از گفته هر یک بجای . فردو