آسیب و شیبلغتنامه دهخداآسیب و شیب . [ ب ُ ] (اِ مرکب ، از اتباع ) دلواپسی . اضطراب . تشویش . رنج . تعب : بلشکرگه خویش بازآمدندبرِ پهلوانان فراز آمدندهمه شب بخواب اندر آسیب و شیب ز پیک
آسیب ورزشیsport injuryواژههای مصوب فرهنگستانآسیبی که در نتیجۀ شرکت در یک فعالیت ورزشی به ورزشکار وارد میشود
آسیب و شیبلغتنامه دهخداآسیب و شیب . [ ب ُ ] (اِ مرکب ، از اتباع ) دلواپسی . اضطراب . تشویش . رنج . تعب : بلشکرگه خویش بازآمدندبرِ پهلوانان فراز آمدندهمه شب بخواب اندر آسیب و شیب ز پیک
شکار پایدارsustainable huntingواژههای مصوب فرهنگستانشکار گونههای وحشی بهطوریکه آسیب واردآمده به تنوع زیستی و زیستگاههایشان چنان نباشد که مانع از بازگردانی آنها شود
آسیبشناسی اجتماعیsocial pathologyواژههای مصوب فرهنگستانیکی از اَشکال نظریۀ انحراف (deviance theory) که اکنون دیگر چندان رواج ندارد و مبتنی بر استعارهای است که در آن افراد جامعه به اجزای کالبد تشبیه میشوند که میتو
حفاظتگراییconservationismواژههای مصوب فرهنگستاناعتقاد به حفاظت از طبیعت در مقابل آسیب و تخریب بهخصوص به دست انسان
زیان دیدنلغتنامه دهخدازیان دیدن .[ دی دَ ] (مص مرکب ) آسیب و گزند دیدن : در حد حجاز امن یابم گر سوی خزر زیان ببینم . خاقانی .چون سوزن گر شکسته گشتم جز چشم و سری زیان ندیدم . خاقانی .