آسمانهلغتنامه دهخداآسمانه . [ س ْ / س ِ ن َ / ن ِ ] (اِ) سقف .سَمْک . عرش . آشکوب . اَشکوب . آسمانخانه : تا همی آسمان توانی دیدآسمان بین و آسمانه مبین . عماره .وز دژم روی ابر پندا
آسمانهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. سقف؛ چخت؛ سقف خانه؛ آشکوب: ◻︎ تا همی آسمان توانی دید / آسمان بین و آسمانه مبین (عماره: شاعران بیدیوان: ۳۶۱).۲. ارتفاع معینی که برای ابر یا بخار تعیین کنند.
آسمانهفرهنگ نامها(تلفظ: ās(e)māne) آسمان ، سما(ء) ، عرش ؛ (در قدیم) سقفِ خانه ، عمارت و مانند آنها .
اتاقک روبازopen cockpitواژههای مصوب فرهنگستاناتاقک فاقد آسمانه که در آن سرخلبان یا سرنشین با جریان هوا در تماس است
سقفلغتنامه دهخداسقف . [ س َ ] (ع اِ) آسمانه . (دهار). عرش . (نصاب ). آسمان خانه . (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 58) (منتهی الارب ) : این خانه را از سقف تا بپای زمین صورت ک