استینهلغتنامه دهخدااستینه . [ اَ ن َ / ن ِ ] (اِ) تخم مرغ . (برهان ). هدایت در انجمن آرا ذیل این کلمه گوید: برهان در برهان بی برهان آورده و در فرهنگها نیافتم . رجوع به آستینه شود.
استینیهلغتنامه دهخدااستینیه . [ ] (اِخ ) قریه ای است در وسط بغاز در ساحل روم ایلی ، میان امیرکوی و ینی کوی . (قاموس الاعلام ترکی ).
آستینهلغتنامه دهخداآستینه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ) بیضه . تخم مرغ . خایه . و آن را اَستینه بفتح همزه و نیز آشتینه و آشینه ضبط کرده اند. || دفتر. (دهّار).
استینهلغتنامه دهخدااستینه . [ اَ ن َ / ن ِ ] (اِ) تخم مرغ . (برهان ). هدایت در انجمن آرا ذیل این کلمه گوید: برهان در برهان بی برهان آورده و در فرهنگها نیافتم . رجوع به آستینه شود.
استینیهلغتنامه دهخدااستینیه . [ ] (اِخ ) قریه ای است در وسط بغاز در ساحل روم ایلی ، میان امیرکوی و ینی کوی . (قاموس الاعلام ترکی ).
آستینهلغتنامه دهخداآستینه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ) بیضه . تخم مرغ . خایه . و آن را اَستینه بفتح همزه و نیز آشتینه و آشینه ضبط کرده اند. || دفتر. (دهّار).
آستینۀ پروانهfairwater sleeveواژههای مصوب فرهنگستانآستینهای متشکل از دو نیممخروط که از آن بهعنوان کلاهک پروانه استفاده میشود و باعث تسهیل حرکت آب در اطراف پروانه میشود