آسترلغتنامه دهخداآستر.[ ت َ ] (اِ) لای و تاه زیرین جامه و جز آن . زیره . بطانه . مقابل اَبْره ، رویه ، ظهاره ، و روی : عارضش را جامه پوشیده ست نیکوئی ّ و فرجامه ای کآن ابره از م
ابطانلغتنامه دهخداابطان . [ اِ ] (ع مص ) جامه را آستر کردن . جامه را بطانه کردن .زیره دادن جامه ای را. || تنگ برکشیدن ستور را. || شمشیر زیر کش گرفتن . || از خواص خود کردن . صاحب