آزمون جرقهایspark testواژههای مصوب فرهنگستاننوعی آزمون الکتریکی ولتاژبالا که در آن از جرقه برای آشکارسازی ناپیوستگیهای سطح پوششهای نارسانای فلز استفاده میکنند
آزمونلغتنامه دهخداآزمون . [ زْ / زِ ] (اِمص ، اِ) اسم مصدر از آزمودن . بلا. امتحان . تجربه . تجربت . آزمایش . رَوَن . آروین . سنجش . اروند : کنون آزمون را یکی کارزاربسازیم تا چون
آزمونفرهنگ انتشارات معین( اِ.) 1 - آزمایش ، امتحان . 2 - تجربه . 3 - مجموعه ای از پرسش ها و مسائل یا پاسخ - های عملی برای سنجش دانش و هوش یا استعداد افراد.
آزمونفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. آزمایش؛ امتحان: ◻︎ وگر آزمون را کسی خورد زهر / از آن خوردنش درد و مرگ است بهر (فردوسی: ۸/۷۳)، ◻︎ کنون آزمون را یکی کارزار / بسازیم تا چون بُوَد روزگار (فردوس