آزمایشیدیکشنری فارسی به انگلیسیexperimental, experimentation, exploratory, rough-and-ready, shakedown, tentative, test, test-tube, trial
آزمایشیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود ایشی، تجربی آزمایشگاهی، امتحانی آزمودنی، قابل بررسی
پرواز آزمایشیtest flight, check flight 2واژههای مصوب فرهنگستانپرواز هواگَرد یا سفینۀ فضایی بالدار یا موشک کروز برای ارزیابی یا اندازهگیری کارایی و کیفیت پروازی و عملکرد سامانههای آن