آریوفرهنگ نامها(تلفظ: āriu) (آری = آریا + او/-u/ (پسوند نسبت و شباهت)) ، منسوب به قوم آریایی ، شبیه آریائیان ؛ آریایی.
آریو برزنفرهنگ نامها(تلفظ: āriu barzan) (= آریوبرزین) (در اعلام) نام سرداری از سرداران داریوش سوم در هنگام هجوم اسکندر مقدونی به ایران، که شرافتمندانه از جان خود و همراهانش گذشت و
اریوانلغتنامه دهخدااریوان . [ اِ ری ] (اِخ ) ایروان . بعد از تفلیس بزرگترین شهرهای قفقازیه میباشد در شصت وپنج هزارگزی شمالی آغری که محل تلاقی حدود ترکیه و ایران است ، و تقریباً در
اریوانلغتنامه دهخدااریوان . [ اِ ری ] (اِخ ) ایروان . یکی از ایالات قفقازیه ، در جنوب سلسله ٔ جبال قفقاز. این خطه در 1244 هَ . ق . از ایران منتزع و بتصرف روسیه درآمد. بعدها این سر
اریوجانلغتنامه دهخدااریوجان . [ اِ وَ ] (اِخ ) یاقوت گوید: ضبط این کلمه را محقق نمیدانم . مسعر گوید شهری است نیکو در ناحیه ٔ ماسبذان در جانب راست حُلوان ، در راه همدان ، واقع درصحر
اریوانلغتنامه دهخدااریوان . [ اِ ری ] (اِخ ) ایروان . بعد از تفلیس بزرگترین شهرهای قفقازیه میباشد در شصت وپنج هزارگزی شمالی آغری که محل تلاقی حدود ترکیه و ایران است ، و تقریباً در