آرواواژهنامه آزادریشه لغت کردی بوده و نام فرشته ای در آیین زتشت میباشد. ﻧﺎﻡ ﻓﺮﺷﺘﻪ اﻯ در آﯾﯿﻦ زرﺗﺸﺖ- نام دخترانه کردی
اروالغتنامه دهخدااروا. [ اَرْ ] (اِخ ) قریه ای از قرای مرو بدوفرسنگی آن . (انساب سمعانی ذیل اروانی ). و در منتهی الارب اروی آمده است .
اروالغتنامه دهخدااروا. [ اَرْ ] (پهلوی ، اِ) آله . آلوه . عقاب . (فرهنگ ایران باستان تألیف پورداود ج 1 ص 298).
اروعلغتنامه دهخدااروع . [ اَ وَ ] (ع ن تف ) نعت تفضیلی از روع . ترسنده تر. || عجب تر. || (ص ) بشگفت آرنده کسی را از حسن و جمال یا از شجاعت و مانند آن . (منتهی الارب ). آنکه از غ
اروانیلغتنامه دهخدااروانی . [ اَرْ نی ی ] (ص نسبی ) منسوب به اروا که قریه ای است از قرای مرو بدوفرسنگی آن و ابوالعباس احمدبن محمدبن عمیرةبن عمربن یحیی بن سلیم الاروانی المروزی و ا