26 فرهنگ

556 مدخل


آرزومند

'ārezumand

۱. وِیژگی کسی که آرزوی چیزی دارد؛ مشتاق.
۲. [قدیمی، مجاز] نیازمند.
۳. [قدیمی، مجاز] عاشق.

امیدوار، خواستار، راجی، راغب، شایق، عاشق، متمنی، متوقع، مسئلت، مشتاق، منتظر، هواخواه

aspirant, desirous, hopeful, hungry, thirsty, wishful