آرازواژهنامه آزادزلال رودی در منقطه جلفا آراز نام و گویش اصیل رودخانۀ مرزی ارس در شمال غربی ایران در خطه آذربایجان شرقی است.
اراضلغتنامه دهخدااراض . [ اِ ] (ع ص ، اِ) پهنایان و فراخان . (منتهی الارب ). || (اِ) بساط سطبر از پشم گوسپند باشد یا از پشم شتر. (منتهی الارب ). بساطی سطبرکه از موی یا پشم بافند
اراظلغتنامه دهخدااراظ. [ اَ ] (اِخ ) نصر گوید: موضعی است ظاهراً در حجاز و یاقوت گوید من در آن شک دارم و تصور میکنم غلط باشد. (معجم البلدان ).
عرازلغتنامه دهخداعراز. [ ع ُرْ را ] (ع ص ، اِ) ج ِ عارز. (از اقرب الموارد). غیبت کنندگان . (منتهی الارب ). غیبت کنندگان از مردم . (ناظم الاطباء).
آرازینواژهنامه آزاد(آذری؛ مغان) آراینده؛ زین، زینت صندلی. || اراز نام رودی است که از شهر پارس آباد می گذرد.