آذربولغتنامه دهخداآذربو. [ ذَ ] (اِ مرکب ) بیخی سیاه رنگ شبیه به شلغم و بر روی او چیزها مثل گره رسته و گیاه او خاردار بقدر شبری بسیارشاخ و برگش شبیه بکرنب و ثمرش مانند غلاف نخود
آذربوفرهنگ انتشارات معین( ~.) (اِمر.) = آذربویه : گیاهی است جزو تیرة اسفناج و خودرو است و برگ های ریز به هم فشرده دارد. ریشة آن را گلیم شوی یا چوبک اشنان گویند.
آذربوفرهنگ نامها(تلفظ: āzar bu) (= آذربویه) (در گیاهی) گیاهی است خودرو از تیره اسفناج که برگهای ریز و بهم فشرده دارد.
اذربولغتنامه دهخدااذربو. [ اَ ذَ ] (اِ مرکب ) عَرْطَنیثا. (تذکره ٔ داود ضریر انطاکی ). رجوع به آذربو و عَرْطَنیثا شود.
فلارلغتنامه دهخدافلار. [ ف َل ْ لا ] (اِ) آذربو. (فهرست مخزن الادویه ). نوعی بیخ سفید است . (آنندراج ). قلار. عرطنیثا را به پارسی فلارگویند و گلیم شوی نیز گویند. (ذخیره ٔ خوارزم
قلاذلغتنامه دهخداقلاذ. [ ] (اِ) آذربویه است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به آذربو و آذربویه شود.