153 مدخل
۱. قاتل ۲. سلاخ، قصاب
butcher, homicide
cutthroat, murderer
قاتل
آدم کش . [ دَ ک ُ ] (نف مرکب ) در تداول عامه به معنی آدمی کش و قاتل و خونخوار.
(دَ. کُ) [ ع - فا. ] (ص فا.)کشندة آدم ، قاتل انسان .
killer
strangler
hit man
assassin
homicidal
آدمکش ها
آدمکش، تبهکار، جانی، قاتل
آدمکش، آدم کش
ادمکش , قاتل , کشنده
آدم کشی . [ دَ ک ُ ] (حامص مرکب ) فعل و صفت آدمکش .