آدامسفرهنگ انتشارات معین[ از انگ . ] ( اِ.) نوعی صمغ برگرفته از نام اولین سازندة آن در ایران (انگلیسی زبانی به نام آدامز) که آن را معطر و خوش طعم می کنند و می جوند، سقز جویدنی ، قندران
آدامسفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهمادهای جویدنی، مانند سقز، که از نوعی صمغ و همچنین شکر، اسانس، و سایر افزودنیها تهیه میشود.
عدامسلغتنامه دهخداعدامس . [ ع ُ م ِ ] (ع ص ) گیاه خشک بسیار فراهم آمده به جائی . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
اداملغتنامه دهخداادام . [ اَ ] (اِخ ) اصمعی گفته نام شهریست و گفته اند وادئی است و ابوحازم گوید آن از مشهورترین وادیهای مکه است . (معجم البلدان ).
اداملغتنامه دهخداادام . [ اِ ] (اِخ ) شهر و بندری از هلند، دارای 7700 تن سکنه و کلیسائی زیبا از مائه ٔ پانزدهم م . و پنیر آن مشهور است .