آجیللغتنامه دهخداآجیل . (اِ) خشک میوه . مجموع پسته ، بادام ، نخود، فندق ، تخمه ٔ کدو و تخمه ٔ هندوانه ٔ تف داده و نمک زده یا آچارده . || نقل ، مزه و توسعاً هر نعمت و فائده که از
آجیلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت کبار، تخمه، آلوآجیل، آجیل مشکلگشا، شور، شیرین تخمههندوانه، ژاپنی، تخمه کدو، خربزه، آفتابگردان تخمۀ انچوچک جوز، گردو، گردکان، بادام، فندق، پسته، ب
اجیللغتنامه دهخدااجیل . [ اَ ] (ع ص ، اِ) آنکه پس ماند. آنکه درنگ کند. پس ماننده . درنگ کننده . (منتهی الارب ). مقابل عجول . || آب فراهم شده در کولاب . (منتهی الارب ). || گل و ل
اجیللغتنامه دهخدااجیل . [ اُ ج َ ] (اِخ ) پدر عمر و عثمان و این هر دو برادر محدّث بوده اند. (منتهی الارب ).
عجیللغتنامه دهخداعجیل . [ ع َ ] (ع ص ) شتابنده .ج ، عُجالی ̍ و عِجالی . (از منتهی الارب ) (آنندراج ).
عجیللغتنامه دهخداعجیل . [ ع ُ ج َ ] (ع اِ) ناشتاشکن یا ماحضری که جهت قوم سازند. (از منتهی الارب ) (آنندراج ).