اطیشلغتنامه دهخدااطیش . [ اَطْ ی َ ] (ع ن تف ) سبکتر. سبکسارتر.- امثال : اطیش من ذباب . اطیش من عِفر .اطیش من فراشة . (یادداشت مؤلف ).
اتیش گاوواژهنامه آزادمیله آهنی بادسته چوبی به طول 1.5 متر بانوک کفچه (تخت)مانند که با آن هیزمها و آتش کف تنور را جا بجه می کردند.
آتیشانلغتنامه دهخداآتیشان . (اِ) دیوان . (از شمس اللغات ). برای این کلمه شاهدی یافته نشد و شاید جمع آتیش صورتی از آتش باشد که مجازاً بمعنی دیو آمده است .
اتیشهلغتنامه دهخدااتیشه . [ اُ ت َ ش َ ] (ع ص ) مردی از قوم که تباه عقل و ضعیف باشد و حرب کردن نتواند. (منتهی الارب ).