اتلیلغتنامه دهخدااتلی . [ اَ لا ] (ع ن تف ) از پی رونده تر. پیروتر: اَتلی من الشعری ؛ مراد شعرای عبور است که آنرا شعرای یمانیه نیز گویند. او در پس جوزاءطالع شود و از اینرو او را
اتلیبابلغتنامه دهخدااتلیباب . [ اِ ] (ع مص ) راست شدن کار. (صراح ). راست ایستادن . رجوع به اتلئباب شود.
اتلینگنلغتنامه دهخدااتلینگن . [ اِ گ ِ ] (اِخ ) قصبه ای است بر ساحل نهر ((آلپ )) بفاصله ٔ 7هزارگز از کارلسروهه ، دارای 5300 سکنه .