آتشنشانfireman1, firefighterواژههای مصوب فرهنگستانفردی که مسئولیت مهار و خاموش کردن آتش را بر عهده دارد
اردوی آتشنشانیfire campواژههای مصوب فرهنگستانمحلی برای استقرار و نگهداری وسایل آتشنشانی و پشتیبانی و ارائۀ خدمات به آتشنشانها متـ . پایگاه آتشنشانی base camp
تجهیزات آتشنشانیfire fighting appliances, fire fightingequipment, FFE, fire appliancesواژههای مصوب فرهنگستانکلیة ابزارها و وسایلی که از آنها برای مهار آتش یا جلوگیری از گسترش آتشسوزی در شناورها استفاده میکنند
شاهلولة آتشنشانیfire mainواژههای مصوب فرهنگستانلولة اصلی انتقال آب دریا به شناور برای خاموش کردن آتش
اردوی آتشنشانیfire campواژههای مصوب فرهنگستانمحلی برای استقرار و نگهداری وسایل آتشنشانی و پشتیبانی و ارائۀ خدمات به آتشنشانها متـ . پایگاه آتشنشانی base camp
شلنگ آتشنشانیfire hoseواژههای مصوب فرهنگستانشلنگی دولایه با قطر تقریبی هفت سانتیمتر که لایة بیرونی آن کتان نسوز و لایة درونی آن لاستیکی است و در هر دو سر آن اتصالاتی است که به شیرهای آتشنشانی وصل میشون