آترینواژهنامه آزادآتشین. زیبارو و پرانرژی. نامی که در نوشته های هخامنشی دیده شده و در سنگ نوشته های بیستون آمده، نام پسر اوپدرم که در زمان هخامنشی بر علیه حاکم خوزستان شورش کرد
آترینفرهنگ نامها(تلفظ: ātarin) (آتر = آتش + ین (پسوند نسبت ))، منسوب به آتش ، آتشین ؛ (به مجاز) زیبارو.
اطرینلغتنامه دهخدااطرین .[ اِ ] (اِ) در صیدنه ٔ ابوریحان آمده است : بزبان رومی و سریانی اطرین گویند و بپارسی شاه افروش گویند و آمدی گوید: زلانیا و قطایف و آنچه از فطیر سازند او ر
عطرینفرهنگ نامها(تلفظ: a(e)trin) (عربی ـ فارسی) (عطر + ین (پسوند نسبت)) ، منسوب به عطر ؛ معطر ، خوشبو .
داریوش اوللغتنامه دهخداداریوش اول . [ دارْ ش ِ اَوْ وَ ] (اِخ ) نام و نسب : اسم این شاه در کتیبه های هخامنشی داری ووش یا دارای واوش ، بزبان بابلی دریاووش و در کتیبه های مصریان بزبان م