آتا و اوتالغتنامه دهخداآتا و اوتا. [ وُ او ] (اِ مرکب ، ازاتباع ) در تداول عامه ، همگی از بزرگ و کوچک ، و گاه گویند آتا و اوتا بلند و کوتا؛ یعنی بلند و کوتاه .
اتاویلغتنامه دهخدااتاوی . [ اَ وی ی ] (ع ص ، اِ) مرد غریب در میان جماعتی . غریب . || سیل اتاوی ؛ سیل که باران آن در جای دور فروباریده باشد. || جویچه که از نهری بزمین خود آرند. ||
آتا و اوتالغتنامه دهخداآتا و اوتا. [ وُ او ] (اِ مرکب ، ازاتباع ) در تداول عامه ، همگی از بزرگ و کوچک ، و گاه گویند آتا و اوتا بلند و کوتا؛ یعنی بلند و کوتاه .
مأتةلغتنامه دهخدامأتة. [ م َءْ ت َ ] (ع مص ، اِ) مصدر میمی یا اسم ظرف است از اَت ّ. (از منتهی الارب ) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا)؛ اته اتا و مأتة، غالب شد آن را به حجت . (ناظم
بابالغتنامه دهخدابابا. (اِ) پدر. اَب . باب . والد : هست مامات اسب و بابا خرتومشو تر چو خوانمت استر. سنائی .ز ابتدا سرمامک غفلت نبازیدم چو طفل زانکه هم مامک رقیبم بود و هم بابای
نثرهفرهنگ انتشارات معین(نَ رِ) [ ع . نثرة ] (اِ.) نام دو ستارة آلفا و اِتا از صورت فلکی خرچنگ و منزل هشتم از منازل ماه .