آبلغتنامه دهخداآب . (اِ) (اوستائی آپ ap، سانسکریت آپ َ apa، پارسی باستانی آپی api، پهلوی آپ ap) مایعی شفاف بی مَزه و بوی که حیوان از آن آشامد و نبات بدان تازگی و تری گیرد. و آ
آبفرهنگ مترادف و متضاد۱. ماء ۲. مایع ۳. شیره، عرق، عصاره، عصیر ۴. حل، محلول ۵. ذوب ۶. خوی ۷. بزاق، آبدهان ۸. منی ۹. بحر، دریا، یم ۱۰. زهاب، ۱۱. آبرو، حیثیت، شرف، عزت ۱۲. تری، تازگی،
پنجه ٔ مریملغتنامه دهخداپنجه ٔ مریم . [ پ َ ج َ / ج ِ ی ِ م َ ی َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) گیاهی باشد خوشبوی به اندام پنج انگشت . گویند مریم مادر عیسی علیه السلام در هنگام وضع حمل بر
مریم کدهلغتنامه دهخدامریم کده . [ م َرْ ی َ ک َ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) خانه ٔ مریم . جایگاه مریم : در آب خضر آتش زده خمخانه زو مریم کده هم حامل روح آمده هم نفس عذرا داشته .خاقانی .
چنگ مریملغتنامه دهخداچنگ مریم . [ چ َ گ ِ م َ ی َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) گیاهی باشد مانند پنج انگشت و چون زنی دشوار زاید آن را در آب گذارند همین که آن گیاه از هم واشد آن زن را ن
باغچه مریملغتنامه دهخداباغچه مریم . [ چ َ / چ ِ م َی َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ییلاق بخش حومه ٔ شهرستان سنندج که در 22 هزارگزی شمال خاور سنندج و 2 هزارگزی شمال آقبلاغ در دامنه واقع
بخورفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. بخار آب گرم.۲. (پزشکی) دارویی که آن را جوشانده و بخارش را استنشاق میکنند.۳. [قدیمی] هر مادۀ صمغی که آن را برای ایجاد بوی خوش در آتش میریزند. بخور مریم: (زی