آبلغتنامه دهخداآب . (اِ) (اوستائی آپ ap، سانسکریت آپ َ apa، پارسی باستانی آپی api، پهلوی آپ ap) مایعی شفاف بی مَزه و بوی که حیوان از آن آشامد و نبات بدان تازگی و تری گیرد. و آ
آبفرهنگ مترادف و متضاد۱. ماء ۲. مایع ۳. شیره، عرق، عصاره، عصیر ۴. حل، محلول ۵. ذوب ۶. خوی ۷. بزاق، آبدهان ۸. منی ۹. بحر، دریا، یم ۱۰. زهاب، ۱۱. آبرو، حیثیت، شرف، عزت ۱۲. تری، تازگی،
زهکیسهبینیamnioscopyواژههای مصوب فرهنگستانمشاهدة مستقیم جنین و رنگ و مقدار آب درونشامهای با وارد کردن درونبین مخصوص از گلوی زهدان * پیشازاین با معادل درونشامهبینی بهتصویب رسیده بود. معادل جدید م
زهکیسههَنجیamniocentesisواژههای مصوب فرهنگستانسوراخ کردن و بیرون کشیدن آب درونشامهای ازطریق شکم یا دهانة زهدان متـ . بَزل زهکیسه