آب انگورلغتنامه دهخداآب انگور. [ ب ِ اَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) شراب . باده : آب انگور بیارید که آبان ماهست آب انگور خزانی را خوردن گاهست . منوچهری .ای یارِ سرود و آب انگورنه یار
آبلغتنامه دهخداآب . (اِ) (اوستائی آپ ap، سانسکریت آپ َ apa، پارسی باستانی آپی api، پهلوی آپ ap) مایعی شفاف بی مَزه و بوی که حیوان از آن آشامد و نبات بدان تازگی و تری گیرد. و آ
آبفرهنگ مترادف و متضاد۱. ماء ۲. مایع ۳. شیره، عرق، عصاره، عصیر ۴. حل، محلول ۵. ذوب ۶. خوی ۷. بزاق، آبدهان ۸. منی ۹. بحر، دریا، یم ۱۰. زهاب، ۱۱. آبرو، حیثیت، شرف، عزت ۱۲. تری، تازگی،
ربفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهآب انگور، آب انار، گوجهفرنگی، یا میوۀ دیگر که آن را بجوشانند تا غلیظ شود.
بچه سرکهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوعی قارچ مخمر که آب انگور را به سرکه تبدیل میکند؛ میکودرمااستی.