آبلغتنامه دهخداآب . (اِ) (اوستائی آپ ap، سانسکریت آپ َ apa، پارسی باستانی آپی api، پهلوی آپ ap) مایعی شفاف بی مَزه و بوی که حیوان از آن آشامد و نبات بدان تازگی و تری گیرد. و آ
دفانلغتنامه دهخدادفان . [ دِ ] (ع ص ) رکیة دفان ؛ چاه انباشته . (منتهی الارب ). چاهی که قسمتی از آن مدفون شده باشد. (از اقرب الموارد). ج ، دُفُن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
قابسلغتنامه دهخداقابس . [ ب ِ ] (اِخ ) یاقوت گوید: شهری است در شمال افریقا و جنوب شرقی تونس در 300هزارگزی جنوب شهر تونس میان طرابلس و سفاقس و مهدیه ، و تا طرابلس هشت منزل فاصله
دریاچۀ غولدهانهcaldera lakeواژههای مصوب فرهنگستاندریاچهای، معمولاً دریاچۀ آب شیرین، که در غولدهانه براثر انباشت آب باران یا ذوب برف به وجود میآید