آبگیریلغتنامه دهخداآبگیری . (حامص مرکب ) شغل آبگیر حمام . || لحیم کردن ظرفهای فلزین با قلعی یا بستن منافذ آن با موم مذاب . || پرآب کردن حوض و آب انبار و ظروف و اوانی .
آبگیری لجنsludge dewatering, dewatering 2واژههای مصوب فرهنگستانفرایند جدا کردن بخشی از آب موجود در لجن
ظرفیت آبگیریwater holding capacityواژههای مصوب فرهنگستانقابلیت یک ماده در جذب و نگهداری آب که به میزان حلّال بودن آن بستگی دارد