آبکش پسینsecondary phloemواژههای مصوب فرهنگستانآبکش بهوجودآمده از بُنلاد آوندی در گیاهانی که رشد پسین دارند
آبکشلغتنامه دهخداآبکش . [ ک َ / ک ِ ] (نف مرکب ، اِمرکب ) سقاء. کشنده ٔ آب از چاه . مستخلف : بدین چاه در آب سرداست و خوش بفرمای تا من بُوَم آبکش . فردوسی .برهنه سر و پای و دوش آ
آبکشفرهنگ انتشارات معین(کِ) 1 - (ص فا.) کسی که از چاه آب می کشد. 2 - سقا. 3 - (اِ.) ظرفی سوراخ سوراخ از جنس مس یا روی که با آن آب برنج نیم پخته را کشیده آمادة دم کردن می کنند. 4 - لول
آبکشفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. کشندۀ آب؛ آنکه با دلو آب از چاه بالا میآورد؛ کسی که کارش کشیدن آب از چاه است: ◻︎ به چاه اندرون آب سرد است و خوش / فرودآی تا من بُوَم آبکش (فردوسی: ۶/۲۰۸)،
پسآبکشmetaphloemواژههای مصوب فرهنگستانبخشی از آبکش نخستین که پس از پیشآبکش و پیش از آبکش پسین شکل میگیرد
یاختۀ اشعهray cellواژههای مصوب فرهنگستانیاختهای نرمآکنهای در چوب و آبکش پسین که از پیشآغازۀ اشعۀ بُنلاد آوندی به وجود میآید
اشعهray 1واژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای نرمآکنهای که بهصورت شعاعی در چوب و آبکش پسین قرار دارند متـ . پرّه 2
پیشآغازۀ دوکیشکلfusiform initialواژههای مصوب فرهنگستانیاختههایی کمابیش طویل در بُنلاد آوندی که به اجزای محوری یا طولی سامانۀ چوب و آبکش پسین، مانند عناصر آوندی، نایدیسها و عناصر لولۀ آبکشی و نیز پیشآغازههای ا
لایهزای آوندیvascular cambiumواژههای مصوب فرهنگستانغلافی استوانهای از یاختهها که عمدتاً تقسیمات مماسی انجام میدهد و بافت چوبی پسین را به سمت داخل و بافت آبکش پسین را به سمت خارج ایجاد میکند * این واژه پیش