آبنوسلغتنامه دهخداآبنوس . (اِ) (از یونانی ابنس و یا عبری هابن و یا آرامی آب نوسا) چوبی سیاه رنگ و سخت و سنگین و گرانبها از درختی به همین نام . و آن درخت شبیه بعناب است و ثمر آن م
آبنوسیلغتنامه دهخداآبنوسی . (ص نسبی ) از آبنوس . برنگ آبنوس . سیاه . تیره . اغبر. و آبنوسی شاخ را بمعنی سورنای و شهنای آورده اند : آن آبنوسی شاخ بین مار شکم سوراخ بین افسونگر گستا
شیزفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهآبنوس: ◻︎ ز دیبا و خز هشتصد تخته نیز / همان تختها کرده از چوب شیز (فردوسی: ۶/۷۱).
آبنوسیلغتنامه دهخداآبنوسی . (ص نسبی ) از آبنوس . برنگ آبنوس . سیاه . تیره . اغبر. و آبنوسی شاخ را بمعنی سورنای و شهنای آورده اند : آن آبنوسی شاخ بین مار شکم سوراخ بین افسونگر گستا