آبله مرغانلغتنامه دهخداآبله مرغان . [ ب ِ ل َ / ل ِ م ُ ] (اِ مرکب ) بیماریی است عفن و ساری مخصوص اطفال و علامت آن بروز دانه های آبداری است در بشره و بیش از چند روز نپاید.
آبله مرغانفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوعی بیماری آبله با عوارض سبک که بیشتر در کودکان و کسانی که آبلهکوبی کردهاند بروز میکند.
آبلهمرغانگویش کرمانشاهکلهری: sokâ/ âwl̆a گورانی: sokâ سنجابی: sokâ کولیایی: sokâ زنگنهای: sokâ جلالوندی: sokâ زولهای: sokâ کاکاوندی: sokâ هوزمانوندی: sokâ
آبلهمرغانگویش اصفهانی تکیه ای: âvelamorqun طاری: âvelamorqun طامه ای: âvelemorqun طرقی: türktorki کشه ای: ovelemorqun نطنزی: owlamorqun
ابلهدیکشنری فارسی به انگلیسیairhead, booby, cretin, daft, imbecile, fatuous, fool, foolish, idiot, insensate, zany, nincompoop, nitwit, senseless, simple, softheaded, vacant, weak-minded,
زونافرهنگ انتشارات معین(زُ) (اِ.) بیماری پوستی که عامل ویروس آبله مرغان است که به صورت تاول ها یا دانه هایی در امتداد یک عصب پوستی پدیدار می شود و با درد زیادی همراه است .