۱. ‹آبست، آبسته، آبستان› (زیستشناسی) ویژگی زن یا حیوان مادهای که بچه در شکم داشته باشد؛ باردار.
۲. [مجاز] درپیدارنده: آبستن حوادث.
۱. آبسته، باردار، پابماه، حامله
۲. دچار، دستخوش
۳. پنهان، مخفی، نهان ≠ سترون، عقیم
big, expectant, gravid, pregnant