آب دوغ خیارفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهخوراکی مرکب از دوغ، خیار خردشده، سبزی، کشمش، مغز گردو، و نان تریدشده.
ابدوغواژهنامه آزادغذایى شامل سبزیجات معطر و ماست همراه با کشمش و گردو که معمولا در تابستان ها خورده مى شود
بخیهلغتنامه دهخدابخیه . [ ب َخ ْ ی َ / ی ِ ] (اِ) آجیده و شکاف جامه ای که دوخته باشد. دوخت تنگ و مضبوط. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). دوخت با آجیده های دراز وطولانی . شلال
دوغابفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهآبدوغ؛ آنچه در آن آب بریزند و مثل دوغ سفید و آبکی شود مانند آهک که در آن آب بریزند و بههم بزنند تا شبیه دوغ شود؛ آبآهک.
ابدوجلغتنامه دهخداابدوج . [ اُ ] (ع اِ) ابدوج السرج ؛ نمد آکنده که زیر زین گذارند تا پشت ستور ریش نگردد. (منتهی الارب ).