جب ءلغتنامه دهخداجب ء. [ ج َب ْءْ ] (ع اِ) سماروغ سرخ . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || پشته . || چاهک در زمین که آب در آن گرد آید. ج ، اَجْبُؤ، جِبَاءة، جِباة. || (مص ) بازا
جب ءلغتنامه دهخداجب ء. [ ج َب ْءْ ] (ع اِ) سماروغ سرخ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). سماروق سرخ . (آنندراج ). || پشته . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || چاهک در زم
جس ءلغتنامه دهخداجس ء. [ ج َس ْءْ ] (ع اِ) پوست درشت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). پوست زبر که به سنگ ریزه ماند. (از متن اللغة). || آب بسته ٔ منجمد. (منتهی الارب )
جف ءلغتنامه دهخداجف ء. [ ج َ ] (ع مص ) بر زمین انداختن (منتهی الارب ) (آنندراج ). || کج کردن دیگ را تا آنچه در آن است بریزد در کاسه . (منتهی الارب ) || دور کردن کف دیگ را. || گش
ماشاءاللهفرهنگ انتشارات معین(اَ لْ لا) [ ع . ] 1 - (جملة فعلی ) آن چه خدا خواست . 2 - در مورد تحسین و تعجب گفته می شود. 3 - برای دفع چشم زخم گویند.
انشاءاللهفرهنگ انتشارات معین(اِ اَ لْ لا) [ ع . ] (شب جم .) 1 - اگر خدا بخواهد (هنگام اظهار امیدواری در مورد برآورده شدن حاجتی ). 2 - به امید خدا.
عطاءاللهفرهنگ نامها(تلفظ: atā’ollāh) (عربی) بخشش و هدیهی خدا ؛ در اصطلاح عبارت است از چیزی است که از ناحیه حق بر بندگان فائض شود .
ماشاءاللهفرهنگ نامها(تلفظ: māšā’allāh) (عربی) (شبه جمله) آنچه خداوند بخواهد ، (برگرفته از قرآن کریم) (به مجاز) هنگام تعجب و تحسین برای دفع چشم بد گفته می شود ، چشمِ بد دور .
جب ءلغتنامه دهخداجب ء. [ ج َب ْءْ ] (ع اِ) سماروغ سرخ . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || پشته . || چاهک در زمین که آب در آن گرد آید. ج ، اَجْبُؤ، جِبَاءة، جِباة. || (مص ) بازا
جب ءلغتنامه دهخداجب ء. [ ج َب ْءْ ] (ع اِ) سماروغ سرخ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). سماروق سرخ . (آنندراج ). || پشته . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || چاهک در زم
جس ءلغتنامه دهخداجس ء. [ ج َس ْءْ ] (ع اِ) پوست درشت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). پوست زبر که به سنگ ریزه ماند. (از متن اللغة). || آب بسته ٔ منجمد. (منتهی الارب )
جف ءلغتنامه دهخداجف ء. [ ج َ ] (ع مص ) بر زمین انداختن (منتهی الارب ) (آنندراج ). || کج کردن دیگ را تا آنچه در آن است بریزد در کاسه . (منتهی الارب ) || دور کردن کف دیگ را. || گش