چغراتلغتنامه دهخداچغرات . [ چ ُ ] (ترکی ، اِ) یوغرت و ماست . (شعوری ). به لغت سمرقندی ماست است که جغرات نیز گویند. نوعی ماست که آب آن گرفته باشند. قسمی ماست که در تداول عامه به م
چغراتفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهماستی که آب آن را گرفته باشند؛ ماست چکیده: ◻︎ هم پنیر و نانهای روغنین / خمرهها چغراتهای نازنین (مولوی: لغتنامه: چغرات).
جغراتلغتنامه دهخداجغرات . [ ج ُ ] (اِ) به لغت سمرقند ماست را گویند و معرب آن سقرات است . (برهان ). صقرات . صغراط. چغرات . (مقدمة الادب ). هدبد. (السامی فی الاسامی ). صغرات . (ربن
جغراتکینلغتنامه دهخداجغراتکین . [ ] (اِخ ) ابوالمظفر عمادالدوله ابراهیم طفغاج بن نصر (در حدود 440- 460 هَ . ق .) از امرای ایلک خانیه ٔ مغرب ترکستان بوده است . رجوع شود به آل افراسیا