چراغآویزgaffer grip, bear trapواژههای مصوب فرهنگستانمیلهای سبک اما محکم که با نیروی فنر در بین دو دیوار قرار میگیرد و از آن برای نصب و آویزان کردن چراغ استفاده میشود
دستگاه چراغآبیblue light station, BLSواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهابزاری شامل چند کلید و لامپ و اتصالات که برای کمک به مأموران در ایستگاههای مسافری یا حریم راهآهن، در ورودی و داخل تونلها، نصب میشود و نشاندهندۀ برق
چراغکارrigging gaffer, rigger 2واژههای مصوب فرهنگستانشخصی که مسئول پیاده کردن طرحهای نوری سربرقکار و استقرار چراغها یا ساختن واحدهای نوری یا تهیۀ وسایل نوری مورد نیاز سرصحنه است
خط چراغجنگیlight lineواژههای مصوب فرهنگستانخط مشخصی که پس از آن خودروها، در شب، ملزم به خاموش کردن چراغهای معمول خود و استفاده از چراغهای فروتاب خاصی هستند که از دید دشمن پنهان میماند